![]() |
![]() |
|
|
دكتر حسين گل گلاب حسين گل گلاب، در مرداد 1274 خورشيدي در تهران متولد شد. پدرش مهدي مصورالملك، از نقاشان مشهور دورة ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه بود و در نقاشي روي سنگ مهارتي خاص داشت. نقاشيهاي روزنامههاي دولتي شرف و شرافت از كارهاي اوست (سپهرم، ص 394). حسين گل گلاب، تحصيلات ابتدايي را در مدرسة علميه و متوسطه را در دارالفنون در سال 1295 به پايان رسانيد. از 1298 تدريس در علوم طبيعي مدرسة دارالفنون را عهده دار شد (آقا شيخ محمد، ص 360). از آنجا كه در خانوادهاي موسيقي شناس به دنيا آمد و پدرش نيز هنرمند بود و با موسيقي دانان عصر خود آشنايي و دوستي داشت، او نيز به فراگيري موسيقي تشويق شد. حسين استعداد فوق العاده اي داشت، چنانكه نه تنها در شعر و موسيقي بلكه در گياه شناسي، شيمي، فيزيك و رياضي نيز موفق بود. او تار و سه تار را در مكتب آقا حسينقلي و درويش خان فرا گرفت و پس از تأسيس مدرسة وزيري، از اولين شاگردان آنجا شد (راهگاني، ص 551). گل گلاب تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسة علميه تهران نزد اساتيد آن دوره، عبدالعظيم قريب، ميرزا ابراهيم قمي مسعودي، غلامحسين رهنما و شمس العلما قريب گذراند. در دورة متوسطه، علاوه بر زبان فرانسه، مقدمات زبان روسي را نيز فرا گرفت (سپهرم، ص 294). دكتر حسين گل گلاب از 1298 تا 1307، دوازده جلد كتاب در رشتة علوم طبيعي تأليف كرد (موحدي، ص 131). او از فارغالتحصيلان سال 1301 مدرسة عالي حقوق، از مدارس عالي و تخصصي آن دوره بود. گل گلاب در 1307 به تدريس در مدارس نظام پرداخت ( اثر آفرينان، ج 5، ص 78). گل گلاب از شاعران خوبِ زمان خود بود، اشعار او بسيار زيبا و دلنشين و كلامش شيوا و روان بود، اما چون اشتغالات ديگري نيز داشت وقت خود را فقط صرف موسيقي نكرد. با اين حال، با اشعار زيباي خود خدمت بزرگي به موسيقي وزيري كرد كه مشوق او در آهنگسازي بود (راهگاني، ص 551). در سال 1302 با افتتاح مدرسة موسيقي كلنل علينقي وزيري، در آن مدرسه نام نويسي كرد و ضمن آشنايي با وزيري به فكر آن شد كه كلمات آهنگهاي موسيقي را كاملاً با نتهاي موسيقي تطبيق دهد و به تشويق وزيري، چندين سرود و تصنيف تهيه كرد كه مورد پسند هنرمندان قرار گرفت (سپهرم، ص 396). حسين گل گلاب، گياه شناس معروف ايران، مدرك دكتراي پزشكي نداشت، عنوان دكتري او نيز افتخاري بود كه به سبب اطلاعات و تجربيات و از همه مهمتر، شخصيت انساني اش كه به واقع برجسته بود، در سال 1314 طبق مقررات قانون دانشگاه به دريافت درجة دكترا در رشتة علوم نائل آمد. او به چند زبان زنده دنيا ازجمله فرانسه، انگليسي، روسي و لاتين تسلط داشت. دكتر گل گلاب در 1307 تصدي تحقيقات عملي گياهشناسي در دانشكدة پزشكي را به عهده گرفت و از 1307 تا 1313 در دبيرستان نظام و دانشكدة پزشكي درس گياه شناسي را تدريس ميكرد (موحدي، ص 129ـ131). وقتي در 1313 به دستور رضا شاه و به همت محمدعلي فروغي «فرهنگستان ايران» تأسيس شد او و كساني چون دکتر سید محمود حسابي، علي اصغر حكمت، علي اكبر دهخدا، رشيد ياسمي و غلامحسين رهنما از نخستين اعضاي فرهنگستان بودند (جاويدان، ص 272). در 1314، دكتر گل گلاب به سبب تخصص در معادل يابي اصطلاحات رشتههاي علمي، به عضويت پيوستة فرهنگستان ايران برگزيده شد و در 1315 سردبيري فرهنگستان نيز به وي واگذار گرديد (آقاشيخ محمد، ص 360). گل گلاب، در عرصة شعر و موسيقي نيز موفق بود. در سرگذشت موسيقي ايران (ص 114) آمده است: دكتر حسين گل گلاب سرايندة سرود «اي ايران» دربارة انگيزة سرودن آن چنين ميگويد: در هنگامي كه سربازان امريكايي، انگليسي و روسي ايران را اشغال كرده بودند (جنگ جهاني دوم) در سال 1323 يك روز از خيابان هدايت (در سعدي شمالي) رد ميشدم كه ديدم سربازي امريكايي بقالي ايراني را كتك ميزند. خيلي عصباني و ناراحت شدم. انجمن موسيقي ملي در همان خيابان هدايت (محلة ولي آباد) بود. وقتي به انجمن رسيدم، خالقي هم خيلي متأثر شد. اين موضوع انگيزه اي شد تا او آهنگي بسازد و من شعرش را تهيه كنم، حاصل اين همكاري، با آهنگ خالقي و شعر من سرود «اي ايران، اي مرز پر گهر» است كه در تقويت روحية ايرانيان در آن دوران تأثيرانگيز، خيلي لازم بود. سرود ديگري كه در آن شرايط دكتر حسين گل گلاب با آهنگ خالقي ساخت سرود «آذربايجان» بود كه تحت تأثير اشغال منطقه به دست قشون روسيه ساخته شد و بارها اجرا گرديد (خالقي، پانويس، ص 114). در 1303 كه كلنل عليقلي خان گروه موسيقي را تأسيس كرد، او براي اركستر آن بجز تار معمولي سه نوع تار با طولهاي مختلف ابتكار كرد كه در واقع، يك اركستر مجلسي چهار بخشي بود كه با موسي معروفي، حسين گل گلاب، اديب، حسنعلي صبا، مهرتاش، صادق خاني و اربابي اجرا ميشد. جالب اينجاست كه دكتر حسين گل گلاب، در همان حال كه با اساتيد تراز اول دوران خود در نواختن ساز، نوازندهاي چيره دست به حساب ميآمد، در همان حال، او را در سرودن شعر و ترانه هم رديف بزرگاني چون شيدا، عارف قزويني و ملك الشعراي بهار، ارزيابي ميكردند. گل گلاب با شور و اشتياق فراوان هم راه علوم و هم راه هنر را پيمود و در هر دو عرصه در رديف استادان بزرگ قرار گرفت. پس از تأسيس دورة عالي موسيقي در مدرسة موسيقي دولتي، به تدريس در آنجا پذيرفته شد (نصيري فر، جاهاي مختلف). در سال 1319، مقارن تشكيلات جديد دانشكدة پزشكي، دكتر حسين گل گلاب از طرف پروفسور ابرلين، كه مأمور تجديد تشكيلات پزشكي در ايران شده بود، به استادي دانشكدة پزشكي و داروسازي انتخاب شد (سپهرم، ص 369). سالهاي 1324 و 1326 علاوه بر تدريس، به معاونت دانشكدة پزشكي منصوب شد و تا سال 1327 در اين سمت خدمت مي كرد. سپس، از معاونت كناره گيري كرد و فقط به كار تدريس پرداخت (موحدي، ص 131). وي در خرداد 1324، پس از به پايان رسيدن جنگ جهاني دوم، به دعوت فرهنگستان علوم شوروي همراه با رئيس فرهنگستان ايران در جشنهاي دويست و بيست سالة تأسيس فرهنگستان شوروي شركت كرد. استاد گل گلاب در گزارشي فعاليت مراكز و مؤسسات مختلف شوروي و دانشگاه ها و كتابخانههاي آنجا را با دقت شرح داده است (براي آگاهي، نامة فرهنگستان، ص 11ـ13). نكته سنجي و دقت نظر استاد گل گلاب كه ناشي از تجربيات علمي و پژوهشي وي در علوم طبيعي بود، در موسيقي نيز نقش داشت. همكاري او با استاد وزيري، كه از علاقه مندان اشعار او بود، چنان بود كه گل گلاب روي نتهاي ساخته شدة او شعر را چنان درست و به جا پس و پيش مي كرد كه مورد پسند همه واقع ميشد. اشعار او روي آهنگهاي بسياري بوده است كه معروفترين آنها، همانطور كه گفته شد، سرود جاودانة «اي ايران، اي مرز پُرگهر» با آهنگ روحالله خالقي است (راهگاني، ص 551). در آبان 1362، يعني يك سال و اندي پيش از فوت استاد بزرگوار دكتر حسين گل گلاب، گفتوگويي با ايشان ترتيب داده شد كه حاصل آن، همراه با زندگينامة علمي و هنري استاد، در مجلة آدينه به چاپ رسيد. در اين گفتوگو دكتر حسين گل گلاب نكات جالبي در مورد دوران تحصيل در مدرسة علميه، دارالفنون، مدرسة حقوق و دوران تدريس و استادي در دانشگاه تهران و ساير مراكز آموزش عالي، همكاري با فرهنگستان و... بيان كرده است. نثر گل گلاب يكي از نمونههاي درخشان نثر فارسي در كتابهاي غيرداستاني است و كارهاي ادبي استاد درخششي كمتر از كارهاي علمي او ندارد، هرجا كه از ادبيات فارسي حرفي باشد شعر فارسي به ميان مي آيد و با شعر فارسي ترانههاي دلنشين و سرودهاي حماسي. او را يكي از بهترين ترانه سازان ايراني ميدانند و سرودهاي او از كارهاي ماندني موسيقي ايراني است. در اينجا بخشهايي از گفتههاي استاد را مي آوريم. «چيزهايي را به عنوان سرود ساخته ام. شعر به آن معني كه نيست. موسيقي را با كلنل علي نقي خان وزيري كار كردم. خودم، اول تار مي زدم. در 1303 به كلاس كلنل رفتم و بعد با او همكاري مي كردم. در آن زمان كساني بودند كه براي ساختههاي كلنل ترانه ميساختند، اما من چون هم با شعر و هم با نُت آشنا بودم، توانستم با كلنل مدت زيادي كار كنم. بيشتر سرودهاي حماسي و ميهني ميساختم. كلنل آدم بزرگي بود، و در موسيقي ايراني كار كرده بود. ميخواست آن را تثبيت كند بعد ديد كه كار بسيار مشكلي است. سه چهار سالي به فرنگ رفت و آنجا حسابي كار كرد. بعد به ايران بازگشت. بجز سرودهاي حماسي چند تايي كار ليريك براي كلنل ساختم 20 تا اپرت و چند تا تصنيف عاميانه. بعضي از آنها را «روح انگيز» خواند. بعد از جنگ، انجمن كلنل تا حدي از بين رفت. ايران اشغال شد. سربازهاي روسي، امريكايي و انگليسي به ايران آمدند. يك روز در 1323 از خيابان هدايت رد مي شدم. يك سرباز امريكايي، يك بقال ايراني را كتك ميزد. خيلي ناراحت شدم. به انجمن موسيقي خالقي رفتم و بياختيار چيزي درست كردم. خالقي براي آن آهنگ ساخت. شد همان سرود معروف «اي ايران» كه بنان آن را خواند. بيشتر سرودهاي حماسي ساخته ام. يكي از آنها همان سرود «آذرآبادگان» است. آن هم تحت تأثير حمله خارجيها بود». نثر استاد حسين گل گلاب تلفيقي است از ظرافت هنرمندانه و دقت عالمانه، براي آشنايي بيشتر با قلم او قسمتهايي از مقالة ايشان با عنوان «نيازمنديهاي زبان فارسي به واژههاي علمي» را ذكر ميكنيم. در زمان ما پيشرفت رشتههاي علمي تندتر و بيشتر بوده و نيازمند به واژههاي نو بيشتر است و ناچاريم بكوشيم تا برابرهاي آنها را در فارسي بيابيم و به كار بريم. از زماني كه دانشهاي نو به كشور ما راه يافته و آموزش آنها با گشايش مدرسة دارالفنون به وسيلة استادان بيگانه معمول شده برخي از دانشمندان ايراني كه با آنان همكاري داشتهاند دامان همت بر كمر بسته بر آن شدهاند كه گفتههاي آنان را به زبان شاگردان خود برگردانند تا فراگرفتن آن آسانتر شود، ولي چون بيشتر تحصيلات آنها بر پايههاي زبان عربي بوده زبان شيرين فارسي را از نظر دور داشته و به چشم بي مهري به آن نگريستهاند. چنانكه بُتانيك را علمالنبّات و زوئولوژي را علم الحيوان و ژئولوژي را علم الارض گفتهاند. چون گردش روزگار نويسندة اين گفتار را در رشتة علم النبّات به كار انداخت و ناچار بودم واژههاي ساخته شدة آنان را به كار برم به اصطلاحهايي برخوردم كه نه تنها سنگين و فرا گرفتن آنها براي شاگردان دشوار بود بلكه در بيشتر موارد نارسا و نادرست مينمود. براي روشن شدن مطلب برخي از ساختههاي آنان را يادآوري مي كنم تا خوانندگان را با آن آشنا سازم: عديم الفلقه به جاي اكوتي لدون Acotyledon ذو فلقتين به جاي ديكو تيلدن Dicotyledon ذو قلقه به جاي مونوكوتيلدن Monocotyledon بارزالتناسل به جاي فانروگام Phanerogame مخفيالتناسل به جاي كريپتوگام Cryptogame منفصلالطاس به جاي ديالي سپال Dialysepal متصل الكاس به جاي گاموپتال Gamopetal عديم الكاس به جاي آپتال Apetal سنگيني و ناسازگاري اين ترجمه ها با زبان شيرين مادري، مرا بر آن داشت كه دست نياز به دامن دانشمندان فارسي زبان دراز كرده و از آنان ياري بخواهم. شادروانان اديب پيشاوري و بديع الزمان فروزانفر و گروهي ديگر، انديشة مرا ستوده از هيچ گونه ياري دريغ نفرمودند و مرا بر آن داشتند تا هر چه بتوانم در اين راه بكوشم و از سرزنش خرده گيران هراس بدل راه ندهم. به جاي واژههاي بالا به ترتيب بي لپه، دو لپه و تك لپه و پيدا زا و نهان زا و جدا گلبرگ و پيوسته گلبرگ و بي گلبرگ برگزيده و به شاگردان خود آموختم و سرافرازم كه فرهنگستان هم بعدها آنها را پذيرفت و به كار بردن آنها را روا دانست (گل گلاب، 1353، ص 39ـ42). آثار نوشتاري استاد گل گلاب، متنوع بود و در سطوح مختلف آموزشي مورد استفاده قرار مي گرفت. در دوراني كه رشتههاي تحصيلي در مقطع دبيرستاني يا متوسطه در حال شكل گيري بود، كتابهاي آموزشي دكتر گل گلاب در رشتة طبيعي آن روزگار يا به اصطلاح امروزي «گروه تجربي» كمك بسياري به مدرسان يا در واقع، دبيران دورة طبيعي دبيرستانهاي كشور مي كرد تا بتوانند ديپلمه هايي را كه در دهههاي بعد در رشتههاي مختلف زير گروه علوم تجربي در دانشگاه ها ادامة تحصيل مي دادند آموزش دهند. آثار دكتر حسين گل گلاب با تقسيم بندي به علوم و هنرها به دو گروه اصلي تقسيم ميشوند كه هر كدام از آنها نيز زير گروه هايي نظير شيمي، فيزيك، جغرافياي طبيعي، فيزيولوژي گياهي و حيواني دارد و هنر نيز شامل، موسيقي، شعر، تئاتر و اپرا ميشود. در خصوص آثار نوشتاري استاد در زمينههاي هنري در كتاب گلزار مشاهير آمده است: دكتر حسين گل گلاب بيش از پنجاه قطعه نمايش كلاسيك براي هنرستان هنرپيشگي (برخي از اين نمايشنامه ها در مجلات نيز به چاپ رسيد) نوشت، ترجمة كامل «اپراي كارمن» به نظم فارسي، كه مطابق با آهنگهاي اصلي است، ترجمة كامل «اپراي فوست» به نظم فارسي مطابق با آهنگهاي اصلي، و سرودهاي متعدد و متنوع كه در آثار موسيقايي فارسي به چاپ رسيدهاند (آقا شيخ محمد، ص 361). آثار علمي استاد در دو بخش كتاب و مقاله به شرح زير است: كتابهاالف: گياه شناسي1) تاريخ طبيعي (براي مدارس متوسطه)، شامل: جلد اول: گياهشناسي براي دورة متوسطه جلد دوم: حيوانشناسي براي سال دوم متوسطه جلد سوم: زمينشناسي براي سال سوم متوسطه 2) تاريخ طبيعي، گياهشناسي براي سال اول پزشكي 3) گيا، راهنماي گياهي 4) گياهشناسي، نشرية شمارة 11، دانشگاه تهران، براي سه سال دبيرستان، سال اول پزشكي، و سال سوم دبيرستان، با مشاركت دكتر احمد پارسا ب) حيوان شناسي10) تاريخ طبيعي، جلد دوم، حيوانشناسي براي سال دوم متوسطه 2) تشريح و فيزيولوژي حيواني، براي سال چهارم متوسطه 3) جانورشناسي، انتشارات وزارت فرهنگ، چاپ علمي، 1344 ش ج: جغرافيا1) جغرافيا، تهران، 1310، سربي 2) جغرافياي نظامي آسيا، همراه با سرلشكر احمد وثوق، تهران، سربي 3) دورة جغرافيا، در سه جلد، 1314، 1315، در 135 صفحه 4) فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي، همراه با احمد آرام، صفي اصفيا، غلامحسين مصاحب، مصطفي مقربي، تهران 1338، سربي، وزيري، 12+ 59 ــ 15 صفحه 5) مشخصات جغرافياي طبيعي ايران، م. پ. پتروف روسي، ترجمة حسين گلگلاب، تهران، نشرية 449 دانشگاه تهران، 1326، سربي، وزيري، 167 صفحه د: علوم ديگر1) حفظ الصّحه، شركت مطبوعات، 1308ـ1314، 166 صفحه 2) شيمي فلزات، براي سال چهارم دبيرستانها، شركت مطبوعات، تهران 1317، سربي (نقل از مشار، جاهاي مختلف). مقالاتالف: گياهشناسي1) «افتيمون»، نامة دانشسراي عالي، شمارة اول 2) «نام علمي چند گياه»، مجلة سخن علمي، شمارة 4 ب: تاريخ علم1) «رازي و كتاب الاسرار»، مجلة رازي، ج 1، 1355 ش 2) «جمجمة ابن سينا و تصوير حقيقي او»، سالنامة دنيا، شمارة 14، 1337 ش 3) «لابراتور مدرسة مباركة دارالفنون»، سالنامة دنيا، شمارة 18، 1341 ش ج: فرهنگي و واژهشناسي1) «شش سال در فرهنگستان ايران»، سالنامة دنيا، شمارة 26، 1349 ش 2) «دوازده سال در فرهنگستان ايران»، سالنامة دنيا، شمارة 27، 1350 ش 3) «نيازمنديهاي زبان فارسي به واژههاي علمي»، مجلة هور، شمارة 35، ارديبهشت 1353 4) «يك پيشنهاد كوچك، دربارة پسوند «پز»، مجلة چيستا 1، سال 1360 ش د: علوم ديگر1) «معماري پارتي»، ترجمه، مجلة چيستا 3، 1364 ش مقالاتي دربارة استاد دكتر حسين گل گلاب1) آخرين گفتوگوي حسين گل گلاب، مجلة آدينه، شمارة 8، 25 اسفند 1364 2) درگذشت استاد حسين گلگلاب، مجلة نشر دانش، شمارة 5، 64/1363 3) درگذشت حسين گل گلاب، مجلة آينده، شمارة 11، 1364 4) حسين گلگلاب، كيخسرو بهروزي، مجلة سيمرغ (امريكا)، شمارة 21، فروردين 1370؛ (به نقل از افشار، جاهاي مختلف). يك سال پس از درگذشت دكتر حسين گل گلاب، مقاله اي با عنوان يادي از دكتر حسين گل گلاب در مجلة چيستا، شمارة 3، سال 1364 به چاپ رسيد كه در آن به خدمات علمي و آموزشي ايشان مختصراً اشاره شد، ازجمله به پايان نامة دكتري استاد كه راجع به نباتات ايران بود و خلاصة آن در 1313 به چاپ رسيد. در اين اثر شش هزار گياه كه در ايران مي رويد توصيف شده است. منابع1. آدينه، شمارة 8، 25 اسفند 1364. 2. آقا شيخ محمد، مريم و سعيد نوري نشاط، گلزار مشاهير، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1377 ش. 3. اثر آفرينان، زير نظر عبدالحسين نوايي، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1380 ش. 4. افشار، ايرج، فهرست مقالات فارسي، تهران، علمي و فرهنگي. 5. چيستا، شمارة 3، 1364. 6. خالقي، روحالله، سرگذشت موسيقي ايران، تهران، مؤسسة فرهنگي ماهور، 1377 ش. 7. راهگاني، روحانگيز، تاريخ موسيقي ايران، تهران، انتشارات پيشرو، 1377 ش. 8. سپهرم، امير مسعود، تاريخ برگزيدگان، تهران، كتابفروشي زوار، 1341 ش. 9. عماد خراساني، نسرين دخت، فهرستگان كشاورزي ايران . 10. مجلة رازي، جلد 1، 1355. 11. مجلة هور، شمارة 35، ارديبهشت 1353. 12. مشار، خانبابا، فهرست كتابهاي چاپي فارسي . 13. موحدي، محمد مهدي، زندگينامة مشاهير رجال پزشكي ايران، تهران، 1371 ش. 14. نامة فرهنگستان، به اهتمام عبدالكريم جربزهدار، انتشارات اساطير، 1383 ش. 15. نصيريفر، حبيبالله، مردان موسيقي سنتي و نوين ايران، تهران، انتشارات داد، 1372 ش.
اي ايران، اي مرز پرگهر/اي خاكت سرچشمهي هنر دختر دکتر حسین گل گلاب :
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۸۹/۱۲/۲۴ساعت 15:17 توسط امیرحسین ذاکرزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
لطفا بخش ( عناوین مطالب وبلاگ ) را کلیک کنید و مطالب دیگر وبلاگ را نیز مشاهده نمائید .
|
|
RSS
|